دارایی جاری به آن دسته از داراییهای یک شرکت گفته میشود که ظرف کمتر از یک دورهٔ مالی، معمولاً یک سال، بهراحتی و کمهزینه به وجه نقد تبدیل میشوند. در کدینگ حسابداری این گروه معمولاً زیر کد ۱ ثبت میشود و از هفت سرفصل اصلی تشکیل شده است.
پیش از پاسخ به اینکه دارایی جاری چیست، بد نیست به این سؤال سادهتر هم پاسخ دهیم: دارایی چیست؟ در حسابداری، دارایی به هر منبعی گفته میشود که ارزش اقتصادی دارد و در آینده برای شرکت منفعت ایجاد میکند. این منابع، بر اساس سرعت نقدشوندگی، به دو گروه دارایی جاری و دارایی غیرجاری تقسیم میشوند.
شناخت درست انواع داراییهای جاری در حسابداری، پایهٔ گزارشگیری مالی صحیح و تحلیل نقدینگی هر واحد اقتصادی است. در ادامه، هرکدام از این سرفصلها و تعریف دارایی جاری و غیرجاری را با مثال واقعی بررسی میکنیم.
گروههای حساب، اولین سطح از ساختار کدینگ حسابداری هستند و برای طبقهبندی کلی رویدادهای مالی به کار میروند. طبق این ساختار، داراییهای جاری در حسابداری در کنار داراییهای غیرجاری، دو زیرگروه اصلی سرفصل داراییها را تشکیل میدهند.
در بیشتر جدولهای کدینگ، کد ۱ به داراییهای جاری اختصاص دارد. این جایگاه، همان سرفصلی است که تمام هفت زیرمجموعهٔ معرفیشده در این مقاله زیر آن قرار میگیرند.
داراییهای جاری، داراییهایی با نقدشوندگی بالا هستند. معیار اصلی برای جاری محسوب شدن یک دارایی این است که فرآیند تبدیل آن به وجه نقد، کمتر از یک دورهٔ مالی زمان ببرد و این فرآیند آسان و کمهزینه باشد.
در مقابل، داراییهای غیرجاری پیچیدهتر و زمانبرترند و نقد کردن آنها معمولاً مشمول هزینه و کارمزد است.
در جدول زیر، تفاوت اصلی این دو گروه دارایی خلاصه شده است.
| ویژگی | دارایی جاری | دارایی غیرجاری |
|---|---|---|
| زمان تبدیل به نقد | کمتر از یک سال | بیشتر از یک سال |
| هزینهٔ نقد شدن | کم و ساده | زیاد و همراه با کارمزد |
| کد معمول در کدینگ | ۱ | ۲ |
| نمونه | موجودی کالا، مطالبات، سرمایهگذاری کوتاهمدت | دارایی ثابت مانند زمین، ساختمان و ماشینآلات، و سرقفلی |
برخی این تفاوت را «فرق دارایی جاری و غیر جاری» مینامند؛ در واقع داراییهای جاری و ثابت دو مفهوم متفاوتاند: دارایی ثابت زیرمجموعهای از دارایی غیرجاری است، نه معادل کامل آن.
یک نکتهٔ مهم: طبقهبندی یک دارایی به جاری یا غیرجاری، به نوع فعالیت اصلی شرکت هم بستگی دارد، نه فقط به ماهیت فیزیکی آن؛ مثال خودرو برای شرکت پخش مواد غذایی در برابر نمایشگاه اتومبیل، نمونهٔ روشنی از همین موضوع است. برای مثال، ملزومات و اثاثهٔ اداری معمولی هم به همین ترتیب معمولاً دارایی غیرجاری (ثابت) هستند، مگر آنکه کالای اصلی خرید و فروش شرکت باشند.
بهطور خلاصه، دارایی غیر جاری چیست؟ دارایی غیر جاری شامل چیست؟ پاسخ کوتاه این است: هر دارایی که نقد کردن آن بیش از یک سال زمان ببرد، مانند زمین، ساختمان، ماشینآلات و سرقفلی.
اگر بپرسید دارایی های جاری شامل چیست، پاسخ در همین هفت سرفصل خلاصه میشود. هرکدام از این سرفصلها، صفحهٔ اختصاصی خودشان را دارند که در آن تعریف، اجزا، مثالهای واقعی و نکات تخصصی هر سرفصل توضیح داده شده است.
نقد، شبهنقد و مسکوکات
بیشتر بدانید ← 📈سپرده و سهام بورس
بیشتر بدانید ← 🧾مطالبات از فعالیت اصلی
بیشتر بدانید ← 📄مطالبات جانبی
بیشتر بدانید ← 📦مواد اولیه تا محصول نهایی
بیشتر بدانید ← 🚢پیشپرداخت خرید کالا و خدمات
بیشتر بدانید ← 🔐تضمین نزد اشخاص ثالث
بیشتر بدانید ←برای درک بهتر هرکدام از هفت سرفصل، در ادامه نمونههای واقعی همان آموزشهای تخصصی حسابداری را میخوانید.
نسبت جاری از تقسیم مجموع داراییهای جاری بر مجموع بدهیهای جاری به دست میآید. این نسبت نشان میدهد شرکت تا چه اندازه توان پوشش بدهیهای کوتاهمدت خود را با داراییهای جاری دارد.
شاخص دیگری که در همین راستا استفاده میشود، خالص دارایی جاری یا «سرمایهٔ در گردش» است که از کسر بدهیهای جاری از داراییهای جاری به دست میآید.
در ترازنامه (صورت وضعیت مالی)، دارایی جاری در جدول داراییها معمولاً در بخشی جدا از داراییهای غیرجاری فهرست میشود. طبق رویهٔ رایج حسابداری، داراییهای جاری بر اساس درجهٔ نقدشوندگی مرتب و پیش از داراییهای غیرجاری گزارش میشوند.
همین جدولبندی است که به تحلیلگران و ذینفعان کمک میکند وضعیت نقدینگی شرکت را در یک نگاه ارزیابی کنند.
طبق مفاهیم گزارشگری مالی، داراییهای جاری و غیرجاری باید بهصورت تفکیکشده در صورتهای مالی گزارش شوند. این تفکیک، وضعیت نقدینگی واحد اقتصادی را برای ذینفعان و تحلیلگران شفاف میکند. به بیان ساده، داراییهای جاری و غیرجاری در حسابداری دو رکن اصلی همین طبقهبندیاند و پاسخ به اینکه داراییهای جاری و غیرجاری چیست، پایهٔ تحلیل درست ترازنامه است.
دارایی جاری به داراییهایی گفته میشود که در کمتر از یک دوره مالی، معمولاً یک سال، بهآسانی و کمهزینه به وجه نقد تبدیل میشوند. در کدینگ حسابداری این گروه معمولاً با کد ۱ آغاز میشود و شامل هفت سرفصل اصلی از موجودی نقد تا سپردههای نزد دیگران است.
هفت سرفصل اصلی دارایی جاری عبارتاند از: موجودی نقد و بانک، سرمایهگذاریهای کوتاهمدت، حسابها و اسناد دریافتنی تجاری، حسابها و اسناد دریافتنی غیرتجاری، موجودی مواد و کالا، سفارشات و پیشپرداختها، و سپردههای ما نزد دیگران. توضیح کامل هرکدام در صفحه اختصاصی خودش آمده است.
معیار اصلی، سرعت و هزینهٔ تبدیل به نقد است. دارایی جاری ظرف کمتر از یک سال و با هزینهٔ کم نقد میشود؛ دارایی غیرجاری مانند زمین، ساختمان یا ماشینآلات، زمانبرتر است و نقد کردن آن معمولاً مشمول هزینه و کارمزد میشود.
دارایی غیرجاری شامل دارایی ثابت (مانند زمین، ساختمان و ماشینآلات)، داراییهای نامشهود مانند سرقفلی، و سرمایهگذاریهای بلندمدت است؛ یعنی هر دارایی که نقد کردن آن بیش از یک سال زمان ببرد.
معادل انگلیسی دارایی جاری، «Current Assets» است. در صورتهای مالی بینالمللی نیز همین اصطلاح برای داراییهایی با نقدشوندگی کمتر از یک سال به کار میرود.
نسبت جاری از تقسیم مجموع داراییهای جاری بر مجموع بدهیهای جاری به دست میآید و نشان میدهد شرکت تا چه اندازه توان پوشش بدهیهای کوتاهمدت خود را با داراییهای جاری دارد. تفسیر دقیق این عدد به صنعت و شرایط هر شرکت بستگی دارد و بهتر است با مشاور مالی یا حسابدار بررسی شود.
خالص دارایی جاری از کسر مجموع بدهیهای جاری از مجموع داراییهای جاری به دست میآید و به آن «سرمایهٔ در گردش» هم گفته میشود. این عدد نشان میدهد پس از پوشش بدهیهای کوتاهمدت، چه میزان منابع جاری برای ادامهٔ فعالیت شرکت باقی میماند.
طبق قاعدهٔ فعالیت اصلی شرکت، ملزومات، اثاثه و تجهیزات اداری که برای استفادهٔ داخلی خریداری شدهاند، دارایی غیرجاری (ثابت) محسوب میشوند. اما اگر همان کالا، موضوع اصلی خرید و فروش شرکت باشد، مانند یک فروشگاه لوازم اداری، در سرفصل موجودی کالا و دارایی جاری قرار میگیرد.
داراییهای جاری، ستون اصلی نقدینگی هر شرکت را تشکیل میدهند و از هفت سرفصل مشخص در کدینگ حسابداری پیروی میکنند. تفکیک درست هرکدام از این سرفصلها، هم گزارشگیری مالی را دقیقتر میکند و هم تحلیل نقدینگی را سادهتر.
برای بررسی دقیق هر سرفصل، مثالهای واقعی و نکات تخصصی مرتبط با آن، میتوانید از کارتهای بالا وارد صفحهٔ اختصاصی هر زیرمجموعه شوید.